تبليغاتX
موسیقی ایرانی

موسیقی ایرانی

تنبک-بهمن رجبی

روزی که خواستم برای مکتب بهمن رجبی بنویسم عزم زیادی داشتم اما زود از آن شور و حال افتادم شاید بجز تنبلی خودم دلایلی مانند رفتار خود بهمن رجبی و سوابقی که در مورد نحوه ی رفتار او با دیگر مریدانش دیده و شنیده بودم، نیز باعث این کوتاهی شد . حقیقتش این پیر مرد اراده ی بزرگی دارد که سالها در خلاف جریان آب شنا می کند .و این همه بی مهری را از دوست و آشنا گرفته تا غریبه و دولت مرد تاب می آورد. بعد فهمیدم که رفتارهای بهمن رجبی در واقع واکنشی است به آنچه که دراطرافش اتفاق می افتد . خیلی سخت است که بخواهی در مورد کسی بنویسی که حتا نزدیکترین افرادش هم تلقی صحیح و درک جامعی از او و رفتارش ندارند .گواه این مدعی شاگردان بیشماری اند که سالها در مکتب بهمن رجبی تنبک آموخته اند و حالا دور از او ایستاده مدعی تاج و تخت اویند ، گزمه میکشند.متاسفانه پایدار نبودن رفتار بهمن رجبی و قضاوتهای او در مورد شاگردانش باعث شده که بخش بزرگی از تلاشهای چندین ساله ی او از هم گسیخته  و نابسامان گردد به حالی که گاه گمان آن میبرم که این تلاش هرگز به سرانجام مطلوب نیانجامد و راهی مقصدی شود بسیار دور از آنچه که او می خواسته است.و دریغی پیوسته که کاش بهمن رجبی این توانایی را می داشت که اینک گروه زیادی از شاگردان مکتبش را گرد خویش نگه می داشت و خود رهبری این مکتب را بر عهده میگرفت  تا اکنون او نباشد که لازم باشد پاسخ هر جنبنده ای را در مورد تنبک بدهد بلکه سبک و شیوه ی فراگیر و بسیط او باشد که مجال سخن گفتن را به هر جنبنده ی عرصه ی موسیقی در مورد تنبک ندهد.

 

اسف بسیار است و امید هم .

 

دلم میخواهد بهمن رجبی را به عنوان معلمی سرشار از اخلاق و هنر معرفی کنم .

دلم میخواهد بهمن رجبی را اسطوره ای در دنیای وهم آلود موسیقی معرفی کنم.

دلم میخواهد بهمن رجبی را انسانی مملو از تلاش برای مبارزه  معرفی کنم.

دلم میخواهد در مورد بهمن رجبی چیزی بنویسم که هرگز پشیمان نشوم .

دلم میخواست بهمن رجبی ...

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 3:50  توسط  مهدی نصرتی  | 

 

 

 

بهمن رجبی  - عکس از مهدی نصرتی

 

 

رنجی که از تفاوت اندیشه و تفکر به وجود می آید برای انسانهای استوار عقیده و راستین پندار حاصلی چون خودساختگی ،تنهایی و غربت دارد .در سالهای اخیر افرادی بوده اند که به سبب تفاوت دیدگاهشان با دیگران مورد غضب بوده اند. گاه در دایره ی سیاست بهای تفاوت دیدگاه به قیمت جان پرداخت میگردد.اما در دایره ی هنر خدا را شاکریم که هنوز چنین دستآوردی ندارد.در ادبیات ما فردی چون نیما را به سبب شکستن ساختار شعر کهن و خلق شعر نو مورد هتک و دشنام قرار دادند یا احمد شاملو  را به سبب تفاوتهای ساختاری که در شعر ، لحن و اعتقادی که به خلوص ادبیات و شعر ، و بری دانستن آن از هر نوع آلودگی،مورد بی مهری های فراوان قرار داده اند.هنر وسیله ی اعتلای اندیشه است . اعتقاد شاملو به این مساله موجب انتخاب زبانی خاص در شعر گردید که به بیان حقایق زندگی و اندیشه ی او می انجامید.برای شاملو شعر و جمله وسیله ای بود برای بیان و انتقال مفاهیم متعالی زندگی .اما با دیگران  که شعررا تنها تغزلی حقیر برای عشق یا قصیده ای برای مدح وستایش می دانند ،متفاوت بود، شاملو شعر را برای انسانیت و انسان می داند ،  حتا در چند جمله ی کوتاه:

 

سلاخی/می گريست/به قناری کوچکی/دل باخته بود.

                                                                                                                               مدایح بی صله ص 68

 

 جسارت خرق عادت های کهن و ابداع شیوه ای نو به بهای به جان خریدن ناگواری ها بسیار به دست می آید.اما به  گفته ی نیما تاریخ بهترین قاضی است . اینک نیما با همه ی بی مهری ها یی که به او روا داشتند ستاره ای است که در آسمان ادبیات و شعر، بی مانند، می درخشد و شاملو صاحب اعتقاد و مکتبی است که پیروان بسیاری را گرد آورده است و منتقدانی که هنوز او را سرد و تلخ می دانند.چه شباهتی میان طعم حقیقت و شعر شاملو هست .

بهمن رجبی نیز از این قاعده مستثنی نیست .چرا که او نیز استوار ایستاد و حتا به گاه سختی ها و مشقات زندگی از آرمان هایش دست نکشید که مردان راستین از جان می گذرند و از عقیده هرگز .سبب آشنایی ام با بهمن رجبی چند دلیل است .اول غربتی که همواره گریبانگیر چنین مردانی است که حرف های تازه می زنند و دوم :تلاش برای ارایه ی بی کم و کاست حرفها و اندیشه های او هم در مورد تنبک و هم در مورد نظام موسیقی که بر پایه ی حفظ حرمت ها، عدم دخالت و اعمال نظر نوازندگان سایر سازها در تنبک نوازی است،که مقوله ی دوم گاهی عمده انرژی و وقت وی را به خود اختصاص می دهد.

 شاید پر انتقاد ترین رفتار بهمن رجبی برخورد با سایر اهالی موسیقی است .اما به او حق بدهید تا از طفل نو پایی که با سختی و مرارت جان گرفته ،حراست و حمایت کند شاید چند صباحی دیگر حداقل هشتاد و نه سال و دو ماه و یازده روز دیگر که شیوه ی او به شکلی جامع ، فرا گیر و مبسوط گردد ، نیازی  به پاسخ گویی به این همه اظهار نظرهای مختلف و متفاوت نباشد.

ضمن اینکه باید پذیرفت که در موسیقی ما همچون دیگر کارهای مان سیاست زدگی و رانت بازی های گروهی سخت رسوخ کرده است این حال به سود هیچ کس نیست حتا آنان که اینک از این عرصه به آب و علفی رسیده اند نیز در نهایت مغبون اند چرا که در دادگاهی راستین به نام تاریخ محاکمه خواهند شد.بهمن رجبی با چنین افکار و عقایدی هرگز نباید توقع داشته باشدکه به حقوق از دست شده اش در جامعه ی موسیقی دست یابد . بی تردید او حق زیادی بر موسیقی دارد هم به سبب تالیف ، تحقیق و نیز شیوه ی نوینی که در تنبک نوازی به وجود آورده است .

از من پرسید: چرا به سراغ من آمدی ؟ باکمی تردید گفتم :  سوای علاقه ام به موسیقی ، شاید واژه ی مناسبی نباشد اما به اعتقاد من مهجوری و غربتی که به سبب نوع اندیشه ی شما به وجود آمده مرا به اینجا کشانده است . با مکث گفت :راست گفتی من تنها هستم هم در فلسفه هم در کار هم در زندگی.

   

 

                                                                                                  هفتم آذر هشتادو شش تهران

                                                                                                          مهدی نصرتی

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 20:0  توسط  مهدی نصرتی  | 

آشنایی ام با موسیقی و در پی آن بهمن رجبی به دوستی ام با مهدی عسگرلو باز می گردد مهدی متفاوت بود، در دیدگاه ،رفتار و کردار.متفاوت بودنش سبب شد که توجهم نسبت به او جلب شود .این تفاوت با دیگران به نوعی سبب تداوم دوستی مان شد تا به امروز.

تنبک سازی است که دریچه ی ورود من به دنیای موسیقی شد .هرگز نخواستم که نوازنده ی ساز باشم اما همیشه تلاشم بوده و هست که موسیقی را خوب بشنوم .در واقع شنونده ی خوبی باشم.

گمانم سال 74 بود که برای اولین بار نام بهمن رجبی را شنیدم .چند روز بعد ویدیوی سخنرانی اش در همدان را دیدم .بعد هم صدای ساز زدنش را شنیدم .مساله ای که برجسته تر از چیزهای دیگر بود تفاوت ارایه ی موسیقی در کار بهمن رجبی بود .کارهای زیادی شنیده بودم آنقدر بود که از صدای ساز کسی بتوانم تشخیص بدهم جه کسی است .فرود آمدن سرانگشتان او بر پوست تنبک طنین و صدایی متفاوت داشت .دور از صداهایی بود که تا آن زمان شنیده بودم .با شنیدن صدای ساز وی همواره به این باور رسیده ام که تنبک در حال ترقی یافتن و متعالی تر شدن است .این احساس رفته رفته با شنیدن دیگر کارهای او استوار تر شد.

اما این تفاوت چیست؟

تفاوت از سبک اجرا آغاز میشود . حتی از ژست و حالت نشستن ،از زاویه ی قرار گرفتن ساز بر روی پاها .از حالت فرود آمدن سر انگشتان بر روی پوست ، حرکت مچ .تفاوت از نواختن ریز ها و ریزهای تازه ای است  که هر کدام قابلیت تازه ای را برای این ساز فراهم می کند و تنبک را بیشتر به سوی کمال میبرد . تفاوت در یک تغییر و شکستن پنداری کهن و اشتباه است .در اینکه او میگوید : تنبک سازی است با قابلیت اجرای ملودی. و این شکستن گمانی قدیمی است مبنی بر اینکه تنبک فقط برای نگه داشتن ریتم  و پایه است .بهمن رجبی این جمله را اینطور جا انداخت که نگه داشتن ریتم یکی از کارکردهای متنوع تنبک است .

بهمن رجبی به این هدف بسنده نکرد و جدالی دیگر آغاز کرد که به اعتقاد من تلاش او در این زمینه ارجمند تر از فعالیت های او در راستای ترقی یافتن تنبک است .در میان اهالی موسیقی از قدیم هر سازی منزلتی داشته و به تبع آن نوازنده ی آن نیز از شانی به همان میزان برخوردار می شد  و در این میان تنبک پایین ترین ارزش و احترام را داشت .تلاش بهمن رجبی حفظ حرمت و رعایت شان  و منزلت نوازنده  و ساز ( تنبک )است. شکستن این قواعد و قوانین هزینه ی سنگینی برای وی داشت .چون نیاز به جنگی دو سویه داشت . اول ،با نوازندگان دیگر سازها که همچنان خواستار استیلا و سلطه ی خویش بر تنبک و تنبک نواز بوده اند . چرا که نه تنبک را به عنوان ساز قبول داشتند ونه تنبک نواز را به عنوان اهل فن و موسیقی .دوم با تنبک نوازانی که سالهاست به این رفتار خو کرده و عادت دارند و در باورشان نشسته که تنبک و تنبک نواز منزلتی ندارند .

در هر دو سو بوده اند و هستند افرادی که هنوز هم سازشان را مخالف کوک  می کنند و می نوازند .کما اینکه در آوردگاه شخصیت بخشی بهمن رجبی به تنبک هنوز همآوردانی  می آیند و می روند.

شوالیه هایی بی ستاره که زود از اسب می افتند.

 

                                                     نوزدهم آبان ماه هشتاد و شش    

                                                                       

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 20:21  توسط  مهدی نصرتی  | 

بهمن رجبی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 8:2  توسط  مهدی نصرتی  |